آنچه كه يك محقق درخصوص تاتي بايد بداند
۱- واژه تات : تات كلمه اي است تركي ، اين كلمه را تركان به افراد غير ترك اطلاق ميكردند همانند عجم كه عربها به افراد غير عرب مي گفتند واين كلمه همه افراد غير عرب را در بر ميگيرفت ليكن بخاطر اينكه بيشترين افراد مقابل اين دو فارس ها بودند اين جوري جا افتاده كه منظور فقط فارس زبانان هستند . همين الان هم به زبان فارسي غير ايراني را بيگانه مي نامند ولي امروزه بخاطر گستردگي تكنولوژي و ارتباط و تعيين جغرافياي كشور بطور مشخص همه كساني كه خارج از جغرافياي كشور ايران هستند را شامل ميشود يعني اينكه شامل فقط كشورهاي عرب همجوار نيست بلكه همه كشورها با زبانهاي مختلف كه خارج از جغرافيا ايران هستند را بيگانه گويند .
۲- واژه آذر : آذر به معناي آتش است ودر گذشته چون آتشكده هاي زيادي در مناطق شمال شرقي وغريي ايران وجود داشت به آنجا آذرستان يا آذر بايجان مي گفتند و پس از حاكم شدن تركان در آن منطقه اسم منطقه را بر روي زبان آنها نهادند كه امروزه به ساكنين آن مناطق آذري مي گويند.
۳- واژه ترك : به معناي زيبارو و خوش اندام مي باشد و ايرانيان به مردمان عثماني ترك مي گفتند
۴- واما زبان : در اين ايران سه زبان بيشتر وجود ندارد زبان فارسي زبان تركي و زبان عربي (تمامي گويش ها مثل مازني،تالشي - تاتي -كيلكي - بلوچي - لري- كردي - وفسي- هرزني و همه گويش هاي محلي ، خرده زبانهايي هستند از فارسي )تركي وتركمني و استانبولي ... و از تركي هستند و در عربي ويا ديگر زبانهاي دنيا هم همين امر صادق است .
نوشته شده توسط تالیف و گردآوری :سيدعلي موسوي در جمعه نوزدهم آذر 1389
ساعت 19:23 موضوع |
لینک ثابت
گویشهای تاتی - وفسي
این گویش در منتهی الیه حدود مرزی استان مرکزی با استان همدان، در شمال شهرستان اراک استفاده میشود؛ در روستای وفس و سه روستای همجوار، یعنی چهرقان در غرب و فرک و گورچان در شرق. این مناطق تقریباً در یک خط فرضی واقعند که احتمالاً حدود ۲۵۰۰۰ نفر از مهاجرین و ساکنین این روستاها به این لهجه سخن میگویند؛ البته در گویش این روستاها به طور جزئی تفاوتهایی مشاهده میشود ولی اصل و مبنای آنها یکی است. این روستاها که جمعیت ساکن فعلی آنها حدود ده هزار نفر است، به مثابه نگینی نشسته بر حلقه انگشتری هستند که حلقه آن ترک زبانان در استان مرکزی و همدان است
لهجه وفسی که به «وُوسی» موسوم است بنا به آنچه پژوهشگران گفتهاند، لهجهای از تاتی است. ابراهیم دهگان در کتاب فقه اللغه در ضمن معرفی وفس و واقعه کشتار جمعی آن، گویش وفس را ‹‹ یکی از لهجههای قدیم پارسی باستان و شاخهای از تاتی ›› مینامند.[دهگان، ابراهیم، فقه اللغه، ص ۲۳۵] دکتر معین در جلد چهارم فرهنگ خود تحت عنوان ‹‹ وفسی ››(Vafsi) منسوب به وفس، لهجه اهالی وفس نام میبرند.[معین، محمد، فرهنگ] آقای افتخار زاده در کتاب گزیدهای بر دیوان همافر عراقی وفسی از قول نامبرده مینویسد: «نامبرده زبان خویش را تاتی خوانده است.» [افتخارزاده، نادر، گزیده دیوان همافر عراقی، مقدمه] و همچنین در مجله «ایران کوده» م. مغدم که درباره گویش دلیجان، آشتیان و وفس بحث کرده، لهجه وفس را تاتی خوانده است.
در فهلویات باباطاهر همدانی کلمات مشابه زیادی با گویش وفسی وجود دارد که به نمونههایی اشاره میشود:
«دیرم» (دارم) : تن محنت کشی دیرم خدایا، دل حسرت کشی دیرم خدایا «ته» (تو) : بی ته یارب به بستان گل مرویا «وینم» (ببینم) : گرم دسترس نبی آیم ته وینم «بَسُم» (بشوم، بروم) : بسم آنان بوینم که ته وینند «بوره» (بیا) : دمی بوره بوین حالم ته دلبر «سوته» (سوخته) : بوره سوته دلان با ما بنالیم «واتنی» (گفتنی) : به کس درد دل مو واتنی نه
نوشته شده توسط تالیف و گردآوری :سيدعلي موسوي در پنجشنبه یازدهم آذر 1389
ساعت 21:37 موضوع |
لینک ثابت
نمونه اي از رباعيات وترانه های تاتی طارم زنجان مربوط به ملا جمال هــزاري(از کتاب سخنوران زنجان)
گـر چيزي موينه چشم گمـراه (اگر چشم گمراه كننده چيزي را نبيند)
مكـره قامـــــت خوبان تمشـا (اگر به قامت زيبا قامتان توجه نكند )
اگـر مده خبــــر، به بينـوا دل (اگر خبر آنچه ديده به دل را ندهد )
چه ذان دل كه چيه زشت وزيبا ( دل كه خوشگل وزشت را نمي بيند )
****
اگر چشمه موينند خوبرويـــان (اگر چشم ها خوش سيماها رانبينند )
ببيند از فكر شيطاني هراسـان (اگر از افكار شيطاني بدور باشند )
نبي تا فتنه چشمه د خبــردار (تا فتنه از طريق چشم منعكس نشود)
چه ذانه دل چتر بي عشق خوبان (دل چطور مي تواند عاشق خوبرويان شود)
****
غم هجـــران چمن دام بلا به (غم دور بلاي دلم من شده است )
دلم دوري اشتـــــه مبتلا به (دلم بدوري تو مبتلا شده است )
هجوم اده امن هر محنت وغم (حمله كرده به من همه گونه غمها)
واجي غم چمنا يكسر مبتلا به (توگويي كه يكسره درغم و اندوهم)
****
نيه هيچكس مثال اشته دل سخت (همانند تو كسي دل سنگ نيست)
بشيم هرجا چمن شار نيه بدبخت (هرجا بروم كسي مثل من بدبخت نيست)
وير آجــورم اته خونابــــه ريجم ( بياد مي آورم تورا اشك خون مي ريزم )
ذانم آخر كه ريجه بي جگـر لخت (مي دونم كه آخر خونجگر خواهم شد)
نوشته شده توسط تالیف و گردآوری :سيدعلي موسوي در دوشنبه هفدهم آبان 1389
ساعت 17:56 موضوع |
لینک ثابت
نمونه اي از رباعيات وترانه های تاتی طارم زنجان مربوط به ملا جمال هــزاري(از کتاب سخنوران زنجان)
بهـــــــار بي زمين مشت آلاله(در بهار زمين پر از لاله ميگردد)
همه جا سور آبي هفت رنگ لاله(همه جا سرخ ميگردد با هفت رنگ لاله)
ويني صحـــــرا همه رنگا برنگه (مي بيني كه صحرا همش رنگارنگ شده)
نمنت خالي مـــرزي يا كه چاله (نمانده جايي كه آثار گل وگياه نباشد)
****
كسي بي رتبه بي مثل ويــه دار(آدم عقيم همانند درخت .....مي باشد )
نه تيته آكره ني بي ثمـــــر دار(نه دانه مي دهد نه ثمري دارد )
همي ايدس خلاوش خوب دكرده( نگاه مي كني ظاهرخوبي دارد)
ميـــوه دارون وره بي عار بي بار(كناردرختهاي ميوه بي خيال وبي ميوه)
****
كسي كه آنــــده ا مال داره(كسي خرج نمي كند مايه دار ميشود)
بقــــدر اشتنش اموال داره(بقدر كافي هم مال واموال جمع ميكند)
سر ايجرداره مثل ميوه دارون(سرپايين مي آورد همانند درخت انگور)
هميشه فكر اشتن حال داره(هميشه در فكر حال واحوال خودشه )
****
دارم از چشم ودل هرد شكايت (دارم ازچشم ودل هردوشكايت )
كه وينند هردينه بيم پر شرارت (كه اين دو موجب شرارت من ميشوند)
گنه چشمه كرند دل بي گرفتار (چشم خطا ميكند دل گرفتار ميشود)
موينا چشم مبي از دل ضلالت (اگرچشم نبيند دل گمراه نميشود)
نوشته شده توسط تالیف و گردآوری :سيدعلي موسوي در دوشنبه هفدهم آبان 1389
ساعت 17:53 موضوع |
لینک ثابت
نمونه اي از رباعيات وترانه های تاتی طارم زنجان مربوط به ملا جمال هــزاري(از کتاب سخنوران زنجان)
چه بي چمن جوانـــي ايدقـه با (چه ميشود جواني من يك دقيقه بياد )
تا بوين پيري امن يم چه كرده (تا ببيند پيري با من چكار كه نكرده )
همـه چيـز خوبي كـه چمنـد به (همه چيزهاي خوبي كه من داشتم )
ايو ايوي پيري چمن دسه بـرده (يكي يكي از دستم گرفته )
نه طاقت، پـاده ، نه بالانــه تاوي (نه طاقتي درپا دارم نه قوتي دربازو)
بدنم خون ت واي زالـو آخرده (خون بدنم را مثل اينكه زالو خورده )
نمنتـه چشمــونم ســو، تا بوينم (درچشمانم دگر نوري نيست تاببينم)
ددسي وايكه چشمش كيه مردند (چشمان همانند چشمان مرده مي مانند)
سيــاوه ريــشش آبـه پنبه پاره (ريش سياه همانند پنبه سفيد شده )
دندانون بش همه موشون آچرده (نوك دندانها را مثل اينكه موش خورده)
كمــر خال اوبه غلبار كمه شار (كمر هماننند الك كج شده )
نفس واي لوجگينه ي ايجر ده (نفس همانند نور روزنه وارد ميشود )
زنكـــه ده اوكره آدم پشت (عيال ديگه به آدم پشت ميكنه )
اي عمري واي اجوش خوبي نكرده (يك عمر خوبي را فراموش مي كنه )
اگر نزديك شي پاسرر زنيــه (اگر نزديكش بروي با لگد مي زندت )
وايه كه خيـلي زور سيبير آكرده (ميگويد كه خيلي زود موهات سفيد شده )
لاوه كري اگــــر زنيه سرچنگ (حرف بزني با سرچنگ مي زندت )
واي اشتين رفاقتـــــش ندرده (مثل غريبه با تو برخورد مي كنه )
لاوه بلندكري هاي ديه دشمون (بلند حرف بزني به آدم فحش مي ده)
كپك زاربوين كه چوش نخورده (توله سگ را ببين هوس كتك كرده )
لاويكه زنكــــون حقه بكردم ( همه حرفها را كه در حق زنان گفتم )
چمن يخد ترسم كه سر آورده (مي ترسم كه بر سر خودم هم بياد )
جوانــي بايا هـــزاري را بوينه (جواني اگر بياد هزاري را ببيند )
تف اوكره اجو ، مرگد خبر ده (تف مي ريزد به او وازمرگ خبرش مي دهد)
نوشته شده توسط تالیف و گردآوری :سيدعلي موسوي در دوشنبه هفدهم آبان 1389
ساعت 17:49 موضوع |
لینک ثابت
اشعار تاتي
ابو عبداله شمس الدين تبريزي مشهور به شمس مغربي ديگر شاعر آذربابجاني ست كه اشعاري به زبان مادري خود ( تاتي ) به يادگار گذاشته است . شمس الدين محمدمغربي از شعرا وعرفاي بزرگ قرن هشتم و اوايل قرن نهم بوده است كه در قريه ي آمند ، از توابع بلوك رودقات تبريز متولد شده است وبه سال 808 در تبريز در گذشته است (دانشمندان آذربايجان به نقل از نشريه دانشكده ادبيات تبريز شماره تابستان 1335 سال هشتم )چهار دوبيتي زير از بين سروده هاي تاتي او برگزيده شده است .
ديره اويان چمن سامان بگرته (ديري ست كه يار سامانم را مسخره كرده)
چمن بوم و برو دامان بگرته ( بروبوم ودامان مرا مسخره كرده است)
بجز اويان نوينم در برو بوم (چيزي غير از يار در اين برو بوم نمي بينم)
برو بومم همه اويان بگرته (همه بروبوم مرا يار مسخركرده است)
****
خوراژ زردي شره ب كوشن وهير (درجانب روستا خورشيد رو به زردي نهاد)
كه دام انداتمي اژ راي نچير ( دام انداختم در مسير نخجير)
ناگه هان هاكتم ب دام خوبان (ناگهان خودم افتادم به دام خوبان )
دام و نچير و هيرم بشر اژ وير (دام و نخجير و روستاه از يادم رفت)
****
ار دريا رسم دريا ت وينم (اگر به دريا رسم دريا تورا مي بينم)
ورب صحرارسم صحرا ت وينم (واگر به صحرا هم روم تورا مي بينم)
بجز تو هيچ كيج نيه ب گيتي (بجز تو درجهان هيچ كس نيست)
اژان هرجا رسم انجا ت وينم(ازاين رو هرجا كه روم آنجا تورا بينم)
****
سحرگاهان ك ديلم تاو گيره (سحرگاهان كه دلم در تب وتاب مي افتد)
اژ آهم هفت چرخ آلاو گيره (از آه من هفت چرخ شعله ميگرد)
چ ديلم آذرين آهي بر آي (از دلم چون آهي آتشين برآيد )
گهان اژ آه ديلم تاو گيره (جهان از آن آهم بر افروخته ميشود)
نوشته شده توسط تالیف و گردآوری :سيدعلي موسوي در جمعه هفتم آبان 1389
ساعت 17:3 موضوع |
لینک ثابت
علت پيدايش گويش هاي جديد
از نظر تاريخي زبان فارسي در دوره هاي پيشين بدليل تاثير عوامل مختلف دگرگون شده است ،به عبارتي مي توان گفت عوامل فرهنگي ،سياسي ،مذهبي و اجتماعي همواره بر زبان فارسي تاثير گذاشته اند ومي توان گفت به كلي زبان تحت تاثير اين عوامل هيچگاه ثبات نيافته و نمي يابد كه اين امر موجب پيدايش گويشي جديد ويا زبانهاي محلي است .
اين جانب معتقدم كه هريك از زبان هاي دنيا داراي يك پايه ،اصل ،غالب ، الگو يا واجه هاي مادر مي باشند مانند زبانهاي عربي ،فارسي ، تركي ، انگليسي و...كه درگذرزمان وبر اثر عواملي زيادي همچون سن ،جنسيت ،قوميت ،مذهب ،طبقه ،تحصيلات ، ارتباطات،شغل ،شعر و شاعري ،گروهاي مختلف صنفي،تولد كلمات جديد ،بكارگيري غلط كلمات ،استفاده از كلمات غيريا بيگانه و.... به مرور زمان گويش هاي جديدي از اين مادر متولد شده و مي شوند و اصل آن كه همان مادر است از بين مي رود بطوريكه يك يا چند قرن بعد نوشته هاي باقيمانده براي نسل هاي بعدي قابل درك و فهم نمي باشد .
گويش تاتي هم جدا از اين قايده نبوده است، درست است كه كلماتي كه امروزه در بعضي از مناطق تات نشين مورد استفاده قرار مي گيرد به فارسي مادر نزديكتر است ولي همين گويش ها خود نيز از عوامل فوق متاثر شدند و گويش هر منطقه با منطقه ديگر تفاوت دارد .
اين بحث ادامه دارد منتظر نظرات شما در اين خصوص هستم
نوشته شده توسط تالیف و گردآوری :سيدعلي موسوي در چهارشنبه بیست و هشتم مهر 1389
ساعت 8:1 موضوع |
لینک ثابت
تاتهای خراسان
خراسان شمالی دارای اقوام متعددی هم چون کرد، ترک، تات، فارس و ترکمن با زبان، آداب و رسوم متفاوت است و همین امر سبب شده تا برای آشنایی بیشتر به بررسی اقوام مختلف بپردازیم. در چند شماره قبل به بررسی پیشینه قوم تات پرداختیم و امروز زبان و آداب و رسوم این قوم را از نگاه استادان و محققان مورد بررسی قرار داده ایم.
یک کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی می گوید: به دلیل این که امروزه تاتی در خراسان شمالی دو گونه مختلف است و هر گونه با دیگری تفاوت های محسوسی دارد لذا برای بعضی مناطق باید واژه گویش را به دلیل این که کلمات آن با کلمات فارسی رسمی تفاوت دارد استفاده کرد و برای برخی مناطق دیگر به دلیل اختلاف و تفاوت در تلفظ باید لهجه تاتی را استفاده کرد.«محمود باعصمت» با اشاره به این که این گویش یا لهجه خود یکی از لهجه های محلی زبان پهلوی ساسانی بوده است که در سرزمین سیستان به آن سخن می گفتند اظهار می دارد:
در سال 251 یعقوب لیث صفاری زبان فارسی دری را که همان لهجه محلی سرزمین سیستان بود زبان رسمی و درباری ایران معرفی کرد که کم کم به عنوان زبان رسمی در تمام کشور از آن استفاده شد.وی اضافه می کند: هم اکنون همین زبان در افغانستان امروزی، با اندک تغییری در حال استفاده است و در ایران هم شاید همین زبان تات های شمال خراسان، به ویژه منطقه گیفان که زبان آن ها شباهت بسیاری با زبان امروزی افغانستان دارد اصالت خود را حفظ کرده و کمتر دستخوش تغییر و تحول شده است.وی با اشاره به این که تاتی امروز شمال خراسان دنباله و باقی مانده زبان فارسی دری رایج در سیستان با قدمت بسیار است می افزاید:
وجود بسیاری از کلمات قدیمی فارسی مانند کوتل (تپه)، خلعتی (هدیه)، خوانچه و بادیه (ظرف غذا) که در متون نظم و نثر فارسی قدیم مانند آثار سعدی، نظامی، بیهقی و فردوسی آمده بود در گفتار مردم این منطقه از دیگر دلایل این امر است.«باعصمت» تصریح می کند:
امروز تلفظ و شکل قدیمی بعضی از کلمات که در زبان فارسی بر اثر گذشت زمان دچار تغییر و تحول شده است هم چنان کاربرد دارد به عنوان مثال واژه گوسفند قبل از این «گوسبند» بوده و امروزه تات ها آن را به همین لفظ به کار می برند و در آن ها ابدال «ب» به «ف» انجام نگرفته است.وی ادامه می دهد:
هم چنین تلفظ های قدیمی واژه های دیگر مثل، یک، هزار، هژده، هبده (هفده) نیز امروزه در بین تات های قدیمی رایج است.وی به کار بردن بسیاری از کلمات رایج در بین تات ها را همان کلمات فارسی امروزی می داند و بیان می کند:
این موضوع یکی از نکات زبانی قابل توجه است که بعدها فرآیند واجی روی آن ها انجام گرفته است و تفاوت رسمی محسوسی با تلفظ امروزی فارسی رسمی دارد. مثلا واژه «خون» به صورت «خین» تلفظ می شود که ابدال در حرف دوم این کلمات انجام گرفته است. در کلماتی مثل سرمو «سرما» و بنیس «بنویس» فرآیند واجی موجب تغییر تلفظی آن ها شده است.این کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی به ادبیات شفاهی بسیار غنی تات نشین ها و وجود کنایات و ضرب المثل های رایج در منطقه گیفان که به لحاظ تنوع، تعدد، ایجاد و تداعی معانی بسیار قابل تأمل است اشاره می کند و می گوید:
وجود ترانه های محلی رایج در بین تات ها که با دلی دلی کردن و هی هی چوپان همراه و بیشتر مضامین آن ها بیان دلدادگی و دوری آن ها از یار و دیار معشوق است، لالایی های مادران برای فرزندان، تعزیه خوانی، شبیه خوانی، قصه ها و استان های قدیمی از دیگر موارد مطرح در ادبیات شفاهی میان آن هاست.«باعصمت» اظهار می دارد:
متأسفانه با وجود فرهنگ غنی وادبیات شفاهی بسیار قوی نسل جدید شهر زده تحت تأثیر فرهنگ و زبان شهری قرار گرفته و زبان و فرهنگ شهری جایگزین زبان و فرهنگ محلی و بومی آن ها شده است.وی بیان می کند:
بیم آن وجود دارد که در آینده نزدیک تمام آن لغات، تعابیر، کنایه ها، امثال، داستان ها، قصه ها، مرثیه ها و لالایی ها به بوته فراموشی سپرده شود و از زبان اصیل تاتی، تنها نامی باقی بماند.مدرس مرکز تربیت معلم امام محمد باقر(ع) هم با اشاره به پیشینه قوم تات که همان تات آریایی و از جمله اقوام بومی خراسان و ایرانی است اظهار می دارد:
زبان تاتی یکی از شعبه های اصلی بازمانده از فارسی میانه است.«حسن اسعدی» می گوید: امروزه اقوام تات که مردمی مذهبی، معتقد و میهن دوست هستند در خراسان شمالی و در راز و جرگلان، گرمه، جاجرم و گیفان زندگی می کنند.وی مهمان نوازی، گرم خویی و خصلت های نیک را از جمله ویژگی های این مردم ذکر و بیان می کند:
در منطقه خراسان شمالی تات ها در کنار اقوام دیگر مثل ترک، کرد، ترکمن و فارس در کمال آرامش زندگی می کنند.وی می افزاید:
در شهر سنخواست روستاهای تات نشین مثل کرف، خراشا، جربت، ملااویس و دربند وجود دارد که مردم این مناطق دین دار و سخت کوش هستند.وی با بیان این که تات های منطقه سنخواست و جاجرم تاکنون شخصیت های بزرگی را به فرهنگ ملی و قومی ایران و ایرانیان تقدیم کرده اند می گوید:
شاعر نامی دربار سلجوقیان اصفهان، بدرالدین عمر جاجرمی و پسرش محمدبن بدرالدین و پس از آن ها در قرن معاصر حضرت آیت ا... میرزا ابوالحسن موسوی بجنوردی، عارف بجنوردی، ادیب بجنوردی، میرزا عبدالحی و شیخ حسین کرفی از جمله این شخصیت ها هستند.این مدرس مرکز تربیت معلم با اشاره به این که تات های منطقه راز و جرگلان نیز شخصیت های علمی بزرگی را از جمله شیخ عبدا... رازی و یعقوب آرمین پرورش داده است اضافه می کند:
در منطقه گیفان نیز شخصیت های بزرگی وجود داشته است.«اسعدی» بیان می کند: در زمانی نه چندان دور منطقه گیفان راه ارتباطی و تجاری ایران با روسیه وجود داشته و یکی از راه های تبادلات فرهنگی بوده است به همین دلیل این منطقه از پیشینه تأثیرگذار در فرهنگ قومی تات برخوردار است.یک استاد دانشگاه نیز با بیان این که زبان تاتی مانند سایر زبان های دیگر دارای شاخه های متعددی است می گوید: با توجه به این که در کنار این زبان، زبان های دیگری هم چون کردی، ترکی، عربی و بلوچی وجود دارد این زبان تحت تأثیر این زبان ها قرار گرفته و با کمی تغییرات نسبت به زبان های دیگر تاتی متفاوت است.«شاددل» اضافه می کند:
زبان تاتی موجود روستای طبر به دلیل رفت و آمد مردم این روستا با مناطق دیگر و روستاهای اطراف که دارای زبان های کردی و ترکی هستند دچار تغییر شده است.وی بیان می کند:
به مرور زمان و با پیشرفت علم و دانش زبان ها از نظر گویش متحول شده و گسترش پیدا کرده است به گونه ای که هر نسل بعد از نسل دیگری به صرف این که زبانشان کرد، ترک و تات باشد با نسل قبل از خود متفاوت است بنابراین نمی توان زبان تات را در یک جمله تعریف کرد چرا که هر تعریف برای نسل خود معنی دارد.وی اظهار می دارد:
زبان تات روستای طبر با روستاهای مجاور خود مثل جربت، کرف، سنخواست و خراشا که تات هستند در بسیاری از کلمات متفاوت است این در حالی است که این روستا از نظر گویش با زبان مردم فیروزه که یکی از روستاهای کوچک جنوب بجنورد است بیشتر هم خوانی دارد و نزدیک ترین زبان تاتی به زبان طبری است.وی اضافه می کند:
به همان نسبت هم زبان تات سنخواست و خراشا با مناطق اطراف خود هم چون جربت، جاجرم و گرمه تفاوت دارد.این استاد دانشگاه می گوید: در خراسان شمالی زبان اهالی روستای روئین و چند روستا در بخش اسفراین و روستای راستقان گیفان شباهت زیادی به زبان های تاتی مناطق گرمه، جاجرم، سنخواست، خراشا و طبر دارد.وی اضافه می کند:
در خراسان شمالی باورهای مردم با کمی تفاوت جزئی یکسان است و تغییرات جزئی به دلیل تغییر و تحول های موجود امری طبیعی است.وی بیان می کند:
نمی توان گفت گذشتگان ما آداب، سنت و ریتم خاصی در زبان، لهجه و مراسم خود نداشتند چرا که ما به عنوان نسل بعد از آن ها نتوانستیم آن ها را به عنوان یک یادگار حفظ کنیم.نویسنده کتاب هویت شناسی شهر بجنورد با بیان این که در شمال بجنورد ساکنان دهستان گیفان، بیشتر فارسی زبان هستند و گویش آن ها به نام «تاتی» معروف است اظهار می دارد:
در دهستان گیفان و روستاهای رزقانه، امیرآباد، سیدآباد و گیفان و در بخش راز روستاهای جلفدره، قوش تپه، اسفروج و آنابای فارس زبان هستند، در جنوب بجنورد در جلگه شوقان و در شهرستان جاجرم، شهر سنخواست و روستاهای قدیمی مثل طبر، کرف، خراشا و اندقان تاتی حرف می زنند.در این مناطق، لهجه تاتی، زبان اصلی مردم است و در برخی روستاها، تات ها همراه با سایر اقوام و به ویژه با کردها زندگی می کنند.وی با بیان این که بسیاری از ساکنان محلات جنوب شهر بجنورد را تات ها تشکیل می دهند اظهار می دارد:
رواج گویش تاتی در شهر بجنورد در میان فراوانی لهجه های مختلف به نوعی یادآور دیرینگی این سرزمین است.وی با اشاره به این که خیابان های شهید چمران، حسینی معصوم، هفده شهریور و به ویژه بلوار مدرس و برخی کوچه های خیابان شهید بهشتی و بافت میانی شهر بجنورد حضور پر رنگ تات زبان ها را از دیرباز شاهد است می افزاید: تات های ساکن بجنورد شامل طوایف گیفانی، گلیانی، گرمه ای، جاجرمی، رازی، سنخواستی، خراشاهی، جربتی، کرفی، طبری، فیروزه ای، آساکی (پارتی)، اردغانی، بیدوازی، روئینی، مشهد طراقی و برخی طوایف خاوری است.
http://micino.mihanblog.com/post/5
ادامه مطلب
نوشته شده توسط تالیف و گردآوری :سيدعلي موسوي در دوشنبه نوزدهم مهر 1389
ساعت 16:52 موضوع |
لینک ثابت
ایرانی زبانان اران -گذشته وآینده
دكتر داريوش افروز اردبيلي
سرزمين اران (آلبانياي قفقاز) كه طي سدههاي دراز از كانونهاي درخشش فرهنگ ايراني و زبان فارسي بود ـ گواه اين سخن، سرايندگان نامدار برخاسته از اين سرزمين، همچون نظامي گنجهاي، مهستي گنجهاي، فلكي شرواني، مجيرالدين بيلقاني، ناقوان قرهباغي (خورشيد خانم). هند و شاه نخجواني و بسياري ديگر است.(1)ـ در پي چيرگي تيرههاي ترك زبان و سپس روسيهي تزاري و آنگاه اتحاد شوروي، نخست شاهد گويشهاي فارسي از زبان گفتاري باشندگان اين سرزمين و سپس حذف فارسي از زبان نوشتاري آنان و در پايان كوشش براي استحالهي تيرههاي ايراني زبان (همچون تاتها و تالشيان و كردان) در مردم ترك زبان اران بوده است.
در دوران روسيهي تزاري و سپس اتحاد شوروي، از جمله سياستهاي اصلي فرهنگي آنان، پيكار همه سويه با زبان فارسي و كوشش براي برانداختن اين زبان، از پهنهي فرهنگ و دانش در قفقاز و ورازرود رود (ماوراء الهز) بود. پس از استقلال جمهوري اران با نام ساختگي «جمهوري آذربايجان»، سردمداران باكو، بر جاي روسي گرداني پيشين، تركي گرايي و تركي گرداني را آرمان خود نهاده و فارسي ستيزي و دشمني با نمادهاي فرهنگ ايراني را در پوششي ديگر پي گرفتند.
برپايهي پژوهشهاي زبان شناسان و تاريخدانان ميدانيم كه در گذشته، زبان مردم آذربايجان «آذري» و زبان مردم اران «اراني» بوده است كه هر دو از خانوادهي زبانهاي ايراني هستند. در پي رخدادهاي تاريخي، زبان تركي جاي زبانهاي نامبرده را گرفت. اما، اين زبانها، چه در آذربايجان و چه در اران، در برخي جاها، زندگي نيمهجان خود را، با نام زبان تاتي پي گرفتهاند.(2)
در بخشهاي خيزين، سيازان، دوهچي، قوناق كند، قوبا(قبه)، سترسه، اسماعيل لي، بالاخاني، سوراخاني، كيلور، صابونچي، مشتقي (مشهدي تقي؟) و نيز، شبه جزيرة آبشوران، افراد تاتي زبان بسياري زندگي ميكنند. بسياري از نامهاي سرزمينهاي تاتي زبان، فارسي و ايراني است؛ براي نمونه نام روستاهاي چهره زمين، گل يخ، ريزآور، خيزي، فندقان، تودار، گيلان آوا، گل يازي، افروجه (=آب فرو جسته؛ زيرا در نزديكي روستا آبشاري هست.)، گنداب، زيبه، چراغ، گيرهسنگ، رنگيدار، دوراهي، گرميان، خروشه، زيرتنگه، خانقاه، پوستِ قاسم، ... (3)
جز تاتي زبانان، گروههاي ديگراز ايراني زبانان، در جمهوري اران به سر ميبرند؛ لاهيجها ـ كه در گذشتة دور، از لاهيجان به اران كوچيدهاند ـ در بخشي به نام لاهيج به سر ميبرند و به گويش لاهيجي گفتگو ميكنند. گروههاي پراكندهاي از كردان، در اران به سر ميبرند. تالشيان نيز ـ كه در پي عهد نامههاي گلستان و تركمانچاي، سرزمينشان از ايران جدا شد ـ در شهرهايي مانند لنگران، جوند، موسيلي، آستاراي جدا شده از ايران و ورگه دوران به سر ميبرند.(3)
آن چه كه در نگاه نخست دريافته ميشود، اين كه گردانندگان سياست و فرهنگ جمهوري اران، (آذربايجان) ايراني زبانان را از آغازين روزهاي استقلال نا ديده انگاشتهاند؛ گو اين كه پيش از استقلال نيز همچنان بود؛ اما، پس از استقلال اران، ايـن رونـد شدت بيشتري يافته است. بـراي نمونـه، در جايي كه آمـار تالشيان اران در سـال 1368 خ (1989 م) پانصد هزار تن برآورد ميشود (3) در آمار رسمي 1369 خ (ژانويه 1991 م) اين شمار به 169/21 تن كاهش داده ميشود (4) و اندكي پس از آن، حتي يكي از مسئولان سرشماري جمهوري اران پا فراتر نهاده و ميگويد: «زماني بود كه تالشيها وجود داشتند؛ ولي حالا ديگر وجود ندارند؛ آنها مستحيل و ادغام شدهاند.» (3)
كردان نيز، سرنوشتي همانند برادران تالشي خود دارند. آمار غير رسمي، كردان جمهوري اران را 000/250 تن (دويست و پنجاه هزار تن) برآورد ميكند؛ (3) اما، آمار رسمي 1369 خ، شمار كردان را به 226/12تن كاهش ميدهد (4) و اندكي پس از آن گفته ميشود در اران كردي وجود ندارد و پيگيريهاي كردان نيز راه به جايي نميبرد.(3)
ايراني زبانان اران، چه در دورهي روسيهي تزاري و شوروي و چه پس از استقلال اران، همواره از داشتن خط و كتابت، بيبهره بودهاند؛ هرگز به زبان مادري تحصيل نداشتهاند و ناگزير به روسي يا تركي تحصيل كردهاند. تركي بودن زبان بسياري از شبكههاي تلويزيوني و راديويي و تقريبا همهي مطبوعات و كتابها، آميختگي با تركي زبانان و پيروي فرهنگي از آنان، نبود نوشتههاي مكتوب به زبان مادري و بسياري دلايلهاي ديگر باعث شده است از شمار ايراني زبانان و نيروي زبانهاي باستانيشان بسيار كاسته و سرزمينهاي زير سيطرهشان خردتر شود.(3)
ايراني زبانان اران، هنوز دلبستگي به زادبوم كهن خود را فراموش نكردهاند؛ چنانكه پس از استقلال اران، تالشيان خواهان جدايي از اران و پيوستن به ايران بودند كه بعدها، به دليلهايي اين اشتياق فروكش كرد.
ايران پس از استقلال اران، پيوندهاي نزديك با آن جمهوري داشته و به كارهاي بسيار از جمله «مشاركت در برگزاري مراسم اعياد اسلامي و مراسم وفات ائمه و مشاركت در مراسم تعزيه و نوحهخواني و احسان طعام در ماه محرم و شبهاي جمعه پس از دعاي كميل در مسجد تازه پير، تاسيس مركز بزرگ اسلامي در جمهوري آذربايجان! توسط سازمان تبليغات اسلامي، احداث و تكميل مسجد در نخجوان از سوي بنياد مستضعفان، اعزام حجاج آذربايجاني! به مكه با پرداخت 75% هزينة سفر آنان، تاسيس كميته امداد امام خميني شاخه باكو براي كمك به مستمندان اراني» دست زده است.(5)
جاي آن است كه نهادهاي مسئول در دولت ايران در كنار چنين كارهايي و در راستاي سياستهاي فرهنگي، از يك سو، از حق ايراني زبانان اران، براي دانش اندوزي به زبان مادري دفاع كنند و از ديگر سو، امكانات و نهادهاي بايسته را براي اين كار فراهم نمايند و هم زمان، بنگاههاي فرهنگي و زبان شناسي كشورمان به پژوهشهاي گسترده درباره پيشينه و ويژگيهاي دستوري و آوايي و زبانشناسي اين زبانهاي باستاني دست بزنند و نگذارتد اين جزيرههاي زباني كه از پايگاههاي فرهنگي ارزشمند ما در اران هستند، با سيلابهاي ماهوارهاي و تلويزيوني شسته شوند و از ميان بروند. از ياد نبريم كه تا چند ده سال گذشته، اكثريت مردم بحرين به فارسي سخن ميگفتند و اكنون در سايهي سهلانگاريهاي ما، به گفتهي دوستي ـ كه به اين كشور رفته بود ـ فارسي در بحرين كمابيش نابود شده است و بدانيم كه در كانادا ـ كه بخشي از مردم آن فرانسوي زبان هستند ـ در سايهي كوششهاي بيامان ژنرال دوگل، زبان فرانسوي در كنار زبان انگليسي رسميت يافته است.
نكتهي ديگر اين كه، بركامهي سمپاشيهاي پان تركسيتهاي اران، مردم اران دلبستگي گذشتهي خود به شاهنامه و سرودههاي سعدي و حافظ و ... را اندك اندك به ياد ميآورند و آموزشگاههايي را كه در آنها الفباي فارسي و زبان فارسي آموزش داده ميشود، به خوبي پيشواز ميكنند؛ جاي آن است اين رويداد به مروا گرفته شود و با فرستادن استادان دانشمند و داير كردن آموزشگاههاي هر چه گستردهتر و مجهزتر فارسي، پيوندهاي دير پاي گذشته، از نو استواري يابد.شود، به خوبي پيشواز ميكنند؛ جاي آن است اين رويداد به مروا گرفته شود و با فرستادن استادان دانشمند و داير كردن آموزشگاههاي هر چه گستردهتر و مجهزتر فارسي، پيوندهاي دير پاي گذشته، از نو استواري يابد.
17/10/1384 خ
منابع
1. سرايندگان شعر فارسي در قفقاز ـ عزيز دولت آبادي ـ موقوفات دكتر محمود افشار يزدي ـ 1370
2. آذري يا زبان باستان آذربايگان ـ سيد احمد كسروي ـ فردوس ـ 1379
3. اران، از دوران باستان تا آغاز عهد مغول ـ دكتر عنايت الله رضا ـ مركز چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه ـ 1380 ـ صص 538 تا 542 و 157 تا 159
4. جمهوري آذربايجان ـ گردآوري و تنظيم: بهناز اسدي كيا ـ موسسه چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه ـ 1374 ـ ص 21 تا 23
5. همان ـ ص 131 و 132 و 136
نوشته شده توسط تالیف و گردآوری :سيدعلي موسوي در دوشنبه دوازدهم مهر 1389
ساعت 15:35 موضوع |
لینک ثابت
پراکنش تات ها در ایران وجهان
استان قزوین = شهرستان تاکستان • شهرستان بوئین زهرا • شهرستان قزوین
استان مرکزی = شهرستان کمیجان • شهرستان تفرش • شهرستان ساوه
استان اردبیل= شهرستان خلخال • شهرستان نمین • شهرستان کوثر
استان خراسان شمالی = شهرستان اسفراین • شهرستان بجنورد
استان تهران = شهرستان کرج • شهرستان ساوجبلاغ
استان آذربایجان شرقی= شهرستان مرند
استان زنجان = شهرستان طارم
استان گیلان = شهرستان رودبار
استان اصفهان = ابیانه
ابیانه یکی از روستاهای شهرستان نطنز در استان اصفهان است که در چهل کیلومتری وغرب شهر نطنز واقع شده است دردامنه کوه و هوای بسیار خنکی دارد مردمان آن بیشتر به کشاورزی ودامپروری اشتغال دارند محصولات عمده آن میوه - غلات و لبنیات می باشد .مردمان آن دیار به تاتی سخن می گویند.
در خارج از کشور:
۱- قفقاز ۲- تاجیکستان ۳- آذربایجان۴- بمبئی هندوستان ۵- فلسطین اشغالی
پراکنش تاتهای قفقاز :
داغستان ، دربند ، آبشوران ،باکو ،نارداران ، سوراخانی ،بالاخانی موشتاغی ، بوزونا ، امیرخان ، زیره ،هووسن ، بینه خیله ، قوبا ،دوه چی ، اسماعیللی ، خیزین ، قوناق کندی ،قوتگاشن ، کایتاکو، تبرسران ،مخاچ قلعه ، افروجه ، گنداب ، سیازان ، لاهیج .
نوشته شده توسط تالیف و گردآوری :سيدعلي موسوي در پنجشنبه دهم دی 1388
ساعت 19:36 موضوع |
لینک ثابت